محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

92

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

دانشكده شريعت صبح روز بعد سوار تاكسى شده و به‌سوى دانشكده شريعت كه در شهر مكه مستقر بود رفتم ساختمان اين دانشكده كاملا مدرن و با سبكى جديد و مهندسى ساخته شده بود و از حيث فضا و معمارى با دانشگاههاى مدرن امروزى برابرى مىكرد و آنچه آن‌را از ديگر مراكز علمى در جهان متمايز مىساخت و بر عظمت و ابهت آن مىافزود واقع شدن اين دانشكده در مكه معظمه قبله‌گاه مسلمانان بود . از درب اصلى ، وارد دانشكده شده و از پله‌ها بالا رفتم تا به طبقه اول رسيدم به اين طرف و آن‌طرف سرك كشيده و از قسمت‌هاى متعدد آن بازديد كردم كسى را نديدم نه استاد و نه شاگرد و نه نگهبان ، زيرا به مناسبت عيد سعيد قربان دانشكده تعطيل بود . بالاخره درب يك اطاق را باز ديدم نزديك در روى ديوار يك تابلو برنزى زده بودند و روى آن نوشته شده بود « رئيس » وارد شدم ، مردى با كت و شلوار شيك پشت ميز نشسته بود . سلام كردم و گفتم : آقاى رئيس ؟ گفت : بله بفرماييد . گفتم : نام شريفتان ؟ گفت : احمد على اسد اللّه هستم . گفتم : وصف دانشكده شما را شنيده بودم علاقه‌مند بودم از اين دانشكده بازديدى به عمل آورم و با سيستم مديريتش آشنا شوم ، و دوست داشتم